پروازیعنی بابال شکسته به هوای تو پریدن

ما بودیم و او بود ،مارفتیم و او هنوز هست...

توجه

به نام کسیکه هیچوقت خدایی یادش نمیره

حتی اگه من بندگی یادم بره...


روزی خواهیم آمد:
من و روز
فریاد سر خواهیم داد
فریادی بی سابقه
برای خودمان :
من وتو

به آنها خواهیم گفت چه بزرگ بود
اشتباهات بزرگتریشان بر مردم زمانه
تو می آیی من دلم روشن است
زودٍ زودٍ زود
زودی ک زود است
مثل قولهای پدربزرگ تأخیر ندارد
زودی ک دیر نیست.......
از: خودم

+ نوشته شده در  90/10/06ساعت 0:26  توسط کوه یخ  | 

دیشب خونه ی یکی از اقوام،همه ی فامیل جمع بودیم. پسربچه ها که توپ پیدا کرده بودن طبق معمول وایسادن به گل کوچیک (اگه تلفظش اشتباهه مسخره نکنین،بگین درستش چیه؟؟؟؟) دوتاشون همسن و سال بودن و نسبت نزدیکی هم داشتن .یکیشون کتونی سفت و محکم پوشیده بود و یکیشون پابرهنه بازی میکرد.تعجب کردم فکر کردم حال نداره کفشاشو بپوشه یکم نشستم نگاشون کردم دیدم چقدر قشنگ پابرهنه بازی میکنه !!!بچه با قد نهایت یک متر عموش که یک و هشتاد قد داشت دریبل میزد.گفتم خب حتما پابرهنه راحت تره.اما اونی که کتونی داشت بلد نبود اصلا...همشم قهر میکرد و تا توپ و ازش میدزدیدن همه رو لگد مال میکرد! خلاصه بین بازیشون چندبار اون که کتونی داشت پای اونی که نداشت و لگد کرد و بچه از زور درد ب خودش میپیچید. بهش گفتم کفشات کو برو بپوش.گفت اینه ،خودم نمیخام بپوشم.دیدم کفشاشو جفت کرده گذاشته کنار باغچه که از بین نره.تازه فهمیدم بچه میخاسه کفشاش خراب نشه و با این کارش ملاحظه پدر مادرش و میکرد و بخاطر این هر رنجی رو تحمل میکرد.اولش تو ذهنم گفتم آخه فاصله طبقاتی تا کجاااااااااااااااااااااااا ؟؟ اما بیشتر که فکر کردم دیدم طلا رو تا تو دل آتیش نذاری عیار پیدا نمیکنه. سختی باعث بزرگ شدن روح میشه.
+ نوشته شده در  93/05/04ساعت 12:46  توسط کوه یخ  | 

خداکند که بیایی ....

به خاطر منی که تو آرامش مطلقم و بازم ناشکرم ،نه... به خاطر بچه ها و جوونای غزه بیا ...
+ نوشته شده در  93/05/01ساعت 19:24  توسط کوه یخ  | 

لعنت به اون لحظه

 

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

حالا که دری هست مرا بال و پری نیست....


+ نوشته شده در  92/11/25ساعت 1:40  توسط کوه یخ  | 

فرخنده باد

میلاد پر برکت خاتم الانبیاء حضرت محمد مصطفی(ص)

 بر تمام مسلمانان جهان مبارک باد...

+ نوشته شده در  92/10/28ساعت 11:33  توسط کوه یخ  | 

م.ا

 

چقدر جات توی نظرات خالیه

میگم تو نظرات،دیگه خودت تا تهشو برو...

راستش خیلی بد غیبت زد ...بعد ازون اتفاق تلخی که برات افتاد دیگه ازت خبری

ندارم

چندوقت بود فقط میومدم ببینم خبری ازت هست یا نه ...

ناامیدتر از همیشه...

جرات نداشتم نظراتو بخونم میدونستم تداعی کننده ی چیزاییه که نباید...

اما خوندمشون و واقعا منقلب شدم...

کاش بیای دوباره ... دلم برا حرفات تنگ شده..

 

+ نوشته شده در  92/10/19ساعت 0:10  توسط کوه یخ  | 

دلم ...

 

دلم هوای مشهد سلطان کربلا دارد...

ای خدا بغض و حسرت رفتن به کربلا بیشتر از هر بغضی راه گلومو گرفته

میدونم هرچیزی یه وقتی داره ولی ب خودت قسم میترسم....

+ نوشته شده در  92/09/21ساعت 23:57  توسط کوه یخ  | 

 

به خدا حسود نیستم .پر توقعم نیستم

ولی توام یکم انصاف داشته باش.


+ نوشته شده در  92/09/21ساعت 23:53  توسط کوه یخ  | 

 

از هرچی و هرکی ناراحت میشی پناه میبری به اون

یه جورایی میشه امید و سنگ صبور دیگه

وقتی از خودش ناراحت باشی میخوای به کی و کجا پناه ببری؟


میپرسن چطوری؟؟


میگم مرسی خوبم... تو دلم میگم بدتر ازین نمیشه

یه دفعه میشنوی که جواب میدن: خب خدا رو شکر...

+ نوشته شده در  92/09/21ساعت 23:50  توسط کوه یخ  | 

 

تا حالا شده هی بخوای یه چیزی بگی یه جوری حس درونتو بگی ولی نتونی؟؟؟

شده احساس کنی همه حرفا اومده پشت حنجره ات فقط کافیه زبون بچرخونی اما ندونی چه کلمه ای بکار

بگیری؟؟؟؟

شده از ناراحتی اصلا ندونی چی بگی؟؟؟

بد دردیه.امشب دچارش شدم

+ نوشته شده در  92/09/21ساعت 23:46  توسط کوه یخ  | 

 

یعنی در این دنیای به این بزرگی

کسی نیست که برایش درد ودل کنم و مدتی بعد سوژه اش نشوم؟؟؟؟؟؟

آخه ما آدما چقدر بی ظرفیتیم؟؟!!

+ نوشته شده در  92/09/21ساعت 23:41  توسط کوه یخ  | 

شلخته

 

خدایا این دلتنگی چه صیغه ایه؟؟؟؟

- وقتی داری از ابراز عشقش میگی لبخند میزنم و بغضمو پشتش قایم میکنم.

- چه جالبیم ما آدما ... کاش حوصله ای بود.

+ نوشته شده در  92/09/21ساعت 23:26  توسط کوه یخ  | 

عاشقانه هایی که دوستشان دارم.......

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  92/09/14ساعت 23:46  توسط کوه یخ  | 

واقعا بعضی تصاویر آدمو سر شوق میاره و اشک شوقشو جاری میکنه مثل اینا...

 

 

+ نوشته شده در  92/09/14ساعت 23:41  توسط کوه یخ  | 

السّلام عَلَیکَ یا اباعبدالله و علی الاَرواحِ الّتی حَلَّت بِفِنائِک

عَلَیکَ مِنّی سَلامُ الله أبَداً مابَقیتُ وَ بَقیَ الّیلُ و النّهار

و لا جَعَلَهُ اللهُ اخِرَ العَهدِ مِنّی لِزیارَتِکُم

السّلامُ عَلَی الحسَین و عَلی عَلیِّ بنِ الحسَین و عَلی أولادِ الحسَین و عَلی أصحابِ الحسَین

 
علاوه بر اینکه به سلام بر امام حسین (ع)و یاران ایشان توصیه شده به لعن کردن دشمنان ایشان نیز
توصیه ی فراوان شده

اللهم خُصَّ َ أنتَ أولَ ظالمٍ باللّعنِ مِنّی وَابْدَاْ بِهِ اوّلاً ثمّ الثّانیَ و الثّالِثَ و الرّابِع

اللهم الْعَنْ یَزیدَ خامساً و الْعَنْ عُبَیْدَاللهِ بنِ زیادٍ وابْنَ مَرْجانَةَ و عُمَرَبْنِ سَعدٍ

و شمراً و الَ اَبی سُفْیان و الَ زیادٍ و الَ مروان إلی یَوْمِ الْقیامةِ

+ نوشته شده در  92/09/13ساعت 20:33  توسط کوه یخ  | 

ماه صفر

ماه صفر ماه حزن اهل بیت پیامبر(ص) ماه اندوه شیعیان است...

ماهی که اهل بیت حضرت حسین(ع) به دروازه ی ساعات میرسند.

ماهی که خاندان ومیوه های دل پیامبر را همان ها که ادعای محبت داشتند دشنام دادند...

ماهی که زینب کبری(ع) بنت شیر خدا از برادر دور افتاده

ماهی که قلب ها میسوزد ...

ماه پای برهنه،ماه پیاده رسیدن به کربلا،ماه اربعین

ماهی که اقتدار ونام شیعه  تا ابد ماندگار شد....

ماه صفر ماه اندوه است....

ماتم هنوز تمام نشده...

"""به هرکسی که این پست رو میخونه توصیه میکنم این ماه صدقه فراموش

نشه وحتی بیشتر از قبل صدقه داده بشه.به نقل از بزرگان،ماه صفر ماه 

نحوست است.و این ماه رو سنگین دونستن.توکل برخدا،صدقه و ادعیه ی 

داخل مفاتیح الجنان برای دفع نحوست این ماه توصیه شده..."""

+ نوشته شده در  92/09/13ساعت 20:7  توسط کوه یخ  | 

یادم هستی چون مدیونتیم

 

عرض سلام و ادب خدمت همه ی دوستانی که تو این مدت مارو یادشون نرفت

البته به اوناییم که نیومدن سلام میکنم چون از هیچکس طلبکار نیستم.

نمیخاستم  وقتی میام کسی و ناراحت کنم. اما وقتی پستام رو خوندم به قسمتی برخوردم که بدجور حالمو گرفت.

سالگرد عزیز از دست رفته ۲روز پیش بود و  .........

یکسال گذشت...

چه سخت گذشت به خانوادش...

خدایش بیامرزد...

+ نوشته شده در  92/09/10ساعت 12:53  توسط کوه یخ  | 

هنر کردی

 

غرورت که بشکند ناخود آگاه فرو میریزی

میگویم ناخودآگاه که بدانی

خودت هم نمیفهمی

کی غرورت را شکسته

تا وقتی که شکسته هایش را

در بلور اشک های لغزان روی گونه ات

جلوی آینه ببینی...............................................

+ نوشته شده در  92/07/13ساعت 17:47  توسط کوه یخ  | 

سعی نکن

 

سلام به همه بگم این پست آخر برا یکیه که خودش میدونه...

هر موقع بخونه میفهمه خودش...

لطفا بقیه به خودشون نگیرن...

 

+ نوشته شده در  92/07/08ساعت 10:33  توسط کوه یخ  | 

کیمیا

 

چقدر دلم گرفت....

بد ضدحالی خوردم ...سعی میکنم به رو خودم نیارم اما حرصمو با نوشتن

خالی میکنم...

نیم ساعته نشستم با هرکلمه ای سرچش کردم اما دریغ...

فقط امیدوارم حالت خوب باشه رفیق...

اشکمو در آوردی

+ نوشته شده در  92/07/07ساعت 11:57  توسط کوه یخ  | 

 

بعداز مدت ها نوشتم به سلامتیه کسی که

آدرس وبلاگشو عوض کرد و نگفت........


به سلامتیه کسی که همیشه کمکم کرد

+ نوشته شده در  92/07/07ساعت 11:54  توسط کوه یخ  | 

عید فطر پیشاپیش مبارک

بخصوص برای ................

اااااااااااااااااااااااااااااا.... دیگه کنجکاو نشید دیگه. یه دوست

+ نوشته شده در  92/05/14ساعت 19:49  توسط کوه یخ  | 

همه دردم آقا ...دعایم کن آقا

تا خود صبح به راه تو قمر ميريزم.

ساحل چشم من از شوق به دريا زده است
!

چشم بسته به سرش،موج تماشا زده است
!

جمعه را سرمه كشيديم ،مگر برگردي
!

با همان سيصد و فرسنگ نفر برگردي
!

زندگي نيست ،ممات است تو را كم دارد
!

ديدنت ارزش آواره شدن هم دارد
!

از دل تنگ من ،آيا خبري هم داري؟


آشنا ،پشت سرت مختصري هم داري؟


منتي بر سر ما هم بگذاري ، بد نيست
!

آه ،كم چشم به راهم بگذاري ،بد نيست
!

نكند منتظر مردن مايي ،آقا؟


منتظرهات بميرند،ميايي آقا ؟


به نظر ميرسد اين فاصله ها كم شدني ست
!

غير ممكن تر از اين خواسته ها هم شدني ست
!

دارد از جاده صداي جرسي مي آيد
!

مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد
!

منجي ما به خداوند قسم آمدني ست
!

يوسف گم شده ي اهل حرم آمدني
ست!

+ نوشته شده در  91/12/09ساعت 15:15  توسط کوه یخ  | 

قصه از نوع پر غصه

به یه موضوع خیلی مهم خیلی وقته که خیلی فکر میکنم!

اینکه دنیای ما یه قصه ء پر غصه است...

بین خودمون منظورم جوونا اونایی که یه ذره مقیدترن

همیشه مورد اتهام واقع میشن البته این مشکل از خود

ماست که براحتی اجازه میدیم به عقاید و آرمان هامون

بی احترامی بشه و بطور کلی یه نفر بیاد و برا خودش

گردو خاک کنه و شخصیت مارو زیر سوال ببره.

از طرف دیگه برای خیلیا این ذهنیتو به وجود بیاره که
"اگه طرف حرفاش دروغ بود و اهن و تلپ(ehen & tolop )

اضافی بود پس چرا تو نتونستی جوابشو بدی؟"

چرا من باید خجالت بکشم ازاینکه بگم مسلمونم ؟چرا

نباید بگم  شاید خیلی جاها اشتباه کنم ولی این بار

نمیخوام تکرار کنم؟

چرا تا یکی بهم میگه خب بسه تیریپ مذهبی برندار من کم
میارم .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا سرمون تو کار همه هست غیر

خودمون؟

چرا انقدر من تحت تاثیر جو اطرافمم؟ چرا به خودم میگم
همه این کارو میکنن خب ماهم میکنیم ؟ چرا همرنگ جماعتم؟

چرا جرات تصمیم گیری معقول ندارم؟چرا میگیم جمهوری

اسلامی ولی هیچی اسلامی نیست؟

چرا مردم مسلمونن ولی  امرار معاش غیر اسلامییه؟؟؟

چرا......................؟

باعث این اتفاقا کیه؟؟؟؟؟؟ما

+ نوشته شده در  91/12/09ساعت 15:9  توسط کوه یخ  | 

عاشق نشدی

عاشق نیستم وگرنه این همه چرا وجود نداشت.
عاشق نیستم چون بهانه جویی میکنم.
عاشق نیستم چون میترسم
عاشق نیستم چون دردی ندارم.یا بهتراست بگویم درد را نمیفهمم پس عاشق نیستم
عاشق نیستم چون هواسم نیست
عاشق نیستم چون نشاط ندارم
عاشق نیستم چون نمیجنگم
عاشق نیستم چون نمیشناسم
عاشق نیستم چون  احتیاط میکنم
چون بی هوا نیستم
چون میشمارم
چون دلخور میشم
چون نگاهم متمرکز نیست چون هزار و یک دلیل
عاشق نیستم چون.....................
"بگفت از دل شدی عاشق بدین سان؟ ---------- بگفت از دل تو می‌گویی، من از جان"

+ نوشته شده در  91/12/09ساعت 15:6  توسط کوه یخ  | 

خدایا اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

کجا برم؟

 کجا بیام؟

   چیکار کنم؟

  

+ نوشته شده در  91/11/23ساعت 15:18  توسط کوه یخ  | 

........
 حالاتی از جانم میگذرد
که کلام و واژه یاری در وصفش نمیکند

سکوت هم بر ثانیه سنگینی میکند

تیک تاک...
میشکند مرا در خودم

بمان و برو
خاطرات و خودت

دیگر چه بگویم بفهمی...؟
خسته ام
خس..ته

+ نوشته شده در  91/11/23ساعت 15:8  توسط کوه یخ  | 

*نه کسی منتظر است…
نه کسی چشم به راه…
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه…
بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه…

 

 

*خسته ام از این مواظب خودت باش ها !
تو اگر نگران من بودی ،
نمیرفتی اگر میماندی ،
با یک نگاه ، با یک نفس مواظبم بودی
پس نگران من نباش برو . . . !

 

*حوا بودن تاوان سنگینی دارد …
وقتی آدم ها برای هر دم و بازدم
هوا نیاز دارند ...


 

*فکر میکردم تو همدردی!

ولی نه!

تو هم دردی !

 

 

*نشسته ام....

_ کجا؟

کنار همان چاهی که تو برایم کندی....

عمق نامردی ات را اندازه می گیرم !!


+ نوشته شده در  91/11/16ساعت 13:9  توسط کوه یخ  | 

ماتم زده

ایام رحلت پیامبر عشق و دوستی برتمام مسلمین جهان تسلیت باد.

التماس دعا

+ نوشته شده در  91/10/22ساعت 12:6  توسط کوه یخ  | 

رفت که رفت...


کاش ما ادما تا کنار همیم یکم قدر همو بیشتر بدونیم. .
دیروز پدرم با سرعت اومد خونه و گفت میرم فلان جا و برمیگردم هرچی ازش  پرسیدیم چی شده ؟هیچ نگفت.حدودای ساعت14 دوستی زنگ زد و خبر فوت صمیمی ترین دوست پدرم روداد. توان هیچ کاری نداشتم. از شدت شوکی که از مرگ ناگهانی  این دوست به ما وارد شد حتی گریه هم برایمان سخت بود. فهمیدم پدرم برای همین موضوع شتاب زده ازخانه رفت.
 تا پدرم به خانه برگشت بغضم شکست نشستم و با گریه  گفتم :رفت؟؟؟
پدرم نشست و با بغض تو چشمام نگاه کرد وگفت :رفت که رفت...
 این دوست (ع.ش)اولین بنیانگذار یک موسسه خیریه بزرگ در شهرمان بود.خیریه ای که هیچ ربطی به پول نداشت.
فقط  نیاز به  عشق و دست یاری و یکمی وقت داشت.

ازاین مرگ واقعا در عجبم .فقط یه چیزی میگم که هممون تا آخر عمرمون آویزه ء گوشمون باشه.
از پادشه وخزانه و حشمت او هیچ نماند

از پارسه ء بزرگ جزسنگ و ستون هیچ نماند

در آخر عمر درویش و غنی به زیر خاکند

از مردم روزگار جزنام نکو هیچ نماند(امید شجاعی)

تشییع اون دوست خیلی پرشکوه بود.

+ نوشته شده در  91/09/09ساعت 15:40  توسط کوه یخ  | 

مطالب قدیمی‌تر